علمیمقالات

جسدهای انسانی “اضافی” با منابع اخلاقی می‌توانند پزشکی را متحول کنند

“بدن‌های انسان‌نما” می‌توانند آزمایش‌های حیوانی را کاهش دهند، توسعه دارو را بهبود بخشند و کمبود اعضا را برطرف کنند

چرا در مورد پیشرفت‌های پزشکی در موش‌ها زیاد می‌شنویم، اما به ندرت این پیشرفت‌ها به درمان بیماری‌های انسانی تبدیل می‌شوند؟ چرا داروهایی که وارد آزمایش‌های بالینی می‌شوند، به ندرت مجوزهای قانونی دریافت می‌کنند؟ و چرا فهرست انتظار پیوند اعضا این‌قدر طولانی است؟ این چالش‌ها عمدتاً از یک علت مشترک ناشی می‌شوند: کمبود شدید بدن‌های انسانی با منابع اخلاقی.

ممکن است توهین‌آمیز باشد که بدن‌های انسانی را با چنین اصطلاحات تجاری توصیف کنیم، اما واقعیت اجتناب‌ناپذیر این است که مواد زیستی انسانی یک کالای ضروری در پزشکی هستند و کمبود دائمی این مواد، گلوگاه بزرگی در مسیر پیشرفت ایجاد می‌کند.

این عدم تعادل بین عرضه و تقاضا، علت اصلی بحران کمبود اعضای پیوندی است، به طوری که در حال حاضر بیش از 100,000 بیمار فقط در ایالات متحده در انتظار پیوند عضو هستند. همچنین ما را مجبور می‌کند تا در تحقیق پزشکی به شدت به حیوانات تکیه کنیم، یک روش که قادر به شبیه‌سازی جنبه‌های اصلی فیزیولوژی انسان نیست و نیاز به آسیب رساندن به موجودات دارای هوش را ایجاد می‌کند. علاوه بر این، ایمنی و اثربخشی هر داروی تجربی باید همچنان در آزمایش‌های بالینی روی بدن‌های انسانی زنده تأیید شود. این آزمایش‌های پرهزینه خطر آسیب به بیماران را دارند، ممکن است دهه‌ها طول بکشند و کمتر از 15٪ احتمال دارد که به تأیید برسند.

اما ممکن است راهی برای خروج از این بن‌بست اخلاقی و علمی وجود داشته باشد. پیشرفت‌های اخیر در زیست‌فناوری اکنون یک مسیر برای تولید بدن‌های انسانی زنده بدون اجزای عصبی که به ما امکان فکر کردن، آگاهی یا احساس درد می‌دهند، فراهم کرده است. بسیاری ممکن است این امکان را آزاردهنده بدانند، اما اگر محققان و سیاست‌گذاران بتوانند راهی برای ترکیب این فناوری‌ها پیدا کنند، شاید روزی بتوانیم “بدن‌های اضافی” را ایجاد کنیم، چه انسانی و چه غیرانسانی.

این بدن‌ها می‌توانند تحقیقات پزشکی و توسعه دارو را انقلاب کنند، به طور قابل توجهی نیاز به آزمایش‌های حیوانی را کاهش دهند، بسیاری از افراد را از فهرست‌های پیوند اعضا نجات دهند و به ما این امکان را بدهند که داروها و درمان‌های مؤثرتری تولید کنیم. همه این‌ها بدون عبور از خطوط اخلاقی اکثر مردم.

ترکیب فناوری‌ها

اگرچه ممکن است به نظر برسد که این مفاهیم علمی‌تخیلی هستند، پیشرفت‌های اخیر در فناوری این ایده را به قلمرو امکان‌پذیری وارد کرده‌اند. سلول‌های بنیادی چندتوان (پلاوریپوتنت)، یکی از اولین نوع‌های سلولی که در طول توسعه شکل می‌گیرند، می‌توانند به هر نوع سلول در بدن بالغ تبدیل شوند. اخیراً، محققان از این سلول‌های بنیادی برای ایجاد ساختارهایی استفاده کرده‌اند که به نظر می‌رسد شبیه‌سازی اوایل توسعه جنین‌های انسانی واقعی باشند. در عین حال، فناوری رحم مصنوعی به سرعت در حال پیشرفت است و ممکن است راه‌های دیگری نیز برای توسعه جنین‌ها خارج از بدن باز شود.

این فناوری‌ها، همراه با تکنیک‌های ژنتیکی ثابت‌شده برای جلوگیری از توسعه مغز، این امکان را فراهم می‌کنند که تصور کنیم “بدن‌اوییدها” ایجاد شوند؛ منبعی بالقوه نامحدود از بدن‌های انسانی که کاملاً خارج از بدن انسان از سلول‌های بنیادی توسعه یافته‌اند و فاقد احساس یا توانایی احساس درد هستند.

چرا در مورد پیشرفت‌های پزشکی در موش‌ها زیاد می‌شنویم، اما این پیشرفت‌ها به درمان بیماری‌های انسانی تبدیل نمی‌شوند؟ چرا داروهایی که وارد آزمایش‌های بالینی می‌شوند، به ندرت مجوزهای قانونی دریافت می‌کنند؟ و چرا فهرست انتظار پیوند اعضا این‌قدر طولانی است؟ این چالش‌ها عمدتاً از یک علت مشترک ناشی می‌شوند: کمبود شدید بدن‌های انسانی با منابع اخلاقی.

ممکن است توهین‌آمیز باشد که بدن‌های انسانی را با چنین اصطلاحات تجاری توصیف کنیم، اما واقعیت اجتناب‌ناپذیر این است که مواد زیستی انسانی یک کالای ضروری در پزشکی هستند و کمبود دائمی این مواد، گلوگاه بزرگی در مسیر پیشرفت ایجاد می‌کند.

این عدم تعادل بین عرضه و تقاضا، علت اصلی بحران کمبود اعضای پیوندی است، به طوری که در حال حاضر بیش از 100,000 بیمار فقط در ایالات متحده در انتظار پیوند عضو هستند. همچنین ما را مجبور می‌کند تا در تحقیق پزشکی به شدت به حیوانات تکیه کنیم، یک روش که قادر به شبیه‌سازی جنبه‌های اصلی فیزیولوژی انسان نیست و نیاز به آسیب رساندن به موجودات دارای هوش را ایجاد می‌کند. علاوه بر این، ایمنی و اثربخشی هر داروی تجربی باید همچنان در آزمایش‌های بالینی روی بدن‌های انسانی زنده تأیید شود. این آزمایش‌های پرهزینه خطر آسیب به بیماران را دارند، ممکن است دهه‌ها طول بکشند و کمتر از 15٪ احتمال دارد که به تأیید برسند.

اما ممکن است راهی برای خروج از این بن‌بست اخلاقی و علمی وجود داشته باشد. پیشرفت‌های اخیر در زیست‌فناوری اکنون یک مسیر برای تولید بدن‌های انسانی زنده بدون اجزای عصبی که به ما امکان فکر کردن، آگاهی یا احساس درد می‌دهند، فراهم کرده است. بسیاری ممکن است این امکان را آزاردهنده بدانند، اما اگر محققان و سیاست‌گذاران بتوانند راهی برای ترکیب این فناوری‌ها پیدا کنند، شاید روزی بتوانیم “بدن‌های اضافی” را ایجاد کنیم، چه انسانی و چه غیرانسانی.

این بدن‌ها می‌توانند تحقیقات پزشکی و توسعه دارو را انقلاب کنند، به طور قابل توجهی نیاز به آزمایش‌های حیوانی را کاهش دهند، بسیاری از افراد را از فهرست‌های پیوند اعضا نجات دهند و به ما این امکان را بدهند که داروها و درمان‌های مؤثرتری تولید کنیم. همه این‌ها بدون عبور از خطوط اخلاقی اکثر مردم.

ترکیب فناوری‌ها

اگرچه ممکن است به نظر برسد که این مفاهیم علمی‌تخیلی هستند، پیشرفت‌های اخیر در فناوری این ایده را به قلمرو امکان‌پذیری وارد کرده‌اند. سلول‌های بنیادی چندتوان (پلاوریپوتنت)، یکی از اولین نوع‌های سلولی که در طول توسعه شکل می‌گیرند، می‌توانند به هر نوع سلول در بدن بالغ تبدیل شوند. اخیراً، محققان از این سلول‌های بنیادی برای ایجاد ساختارهایی استفاده کرده‌اند که به نظر می‌رسد شبیه‌سازی اوایل توسعه جنین‌های انسانی واقعی باشند. در عین حال، فناوری رحم مصنوعی به سرعت در حال پیشرفت است و ممکن است راه‌های دیگری نیز برای توسعه جنین‌ها خارج از بدن باز شود.

این فناوری‌ها، همراه با تکنیک‌های ژنتیکی ثابت‌شده برای جلوگیری از توسعه مغز، این امکان را فراهم می‌کنند که تصور کنیم “بدن‌اوییدها” ایجاد شوند؛ منبعی بالقوه نامحدود از بدن‌های انسانی که کاملاً خارج از بدن انسان از سلول‌های بنیادی توسعه یافته‌اند و فاقد احساس یا توانایی احساس درد هستند.

موانع فنی برای تحقق این چشم‌انداز

هنوز موانع فنی زیادی برای رسیدن به این چشم‌انداز وجود دارد، اما دلیل داریم که انتظار داشته باشیم بدن‌اوییدها بتوانند تحقیقات زیست‌پزشکی را به طور بنیادی متحول کنند، زیرا آن‌ها محدودیت‌های اساسی در مدل‌های تحقیقاتی، توسعه دارو و پزشکی فعلی را برطرف خواهند کرد. از جمله دیگر مزایا، آن‌ها می‌توانند منبع تقریباً نامحدودی از اعضا، بافت‌ها و سلول‌ها برای استفاده در پیوند اعضا فراهم کنند.

حتی ممکن است امکان تولید اعضا مستقیماً از سلول‌های خود بیمار وجود داشته باشد، به طوری که در واقع ماده بیولوژیکی یک شخص را کلون کرده و اطمینان حاصل شود که بافت‌های پیوندی تطابق ایمنی کامل دارند و در نتیجه نیازی به استفاده از داروهای سرکوب‌کننده ایمنی برای تمام عمر نخواهد بود. بدن‌اوییدهایی که از سلول‌های یک بیمار تولید می‌شوند، همچنین می‌توانند امکان غربالگری داروهای شخصی‌سازی شده را فراهم کنند، به طوری که پزشکان می‌توانند اثر مداخلات مختلف را در یک مدل بیولوژیکی که به‌طور دقیق فیزیولوژی و ژنتیک شخصی بیمار را بازتاب می‌دهد، ارزیابی کنند. حتی می‌توانیم تصور کنیم که از بدن‌اوییدهای حیوانی در کشاورزی به عنوان جایگزینی برای استفاده از گونه‌های حیوانی حساس بهره ببریم.

چالش‌های اخلاقی و پیامدهای اجتماعی

البته، این امکانات هیجان‌انگیز قطعاً قطعیت نیستند. ما نمی‌دانیم آیا مدل‌های جنینی که اخیراً از سلول‌های بنیادی ایجاد شده‌اند می‌توانند به انسان‌های زنده تبدیل شوند یا حتی به موش‌های زنده تبدیل شوند. ما نمی‌دانیم چه زمانی یا آیا تکنیک مؤثری برای بارداری کامل بدن‌های انسانی به طور کامل خارج از بدن انسان پیدا خواهد شد. نمی‌توانیم مطمئن باشیم که آیا چنین بدن‌اوییدهایی می‌توانند بدون مغز یا قسمت‌های مغزی مربوط به آگاهی زنده بمانند یا نه، یا آیا همچنان می‌توانند به عنوان مدل‌های دقیقی برای انسان‌های زنده بدون آن عملکردهای مغزی عمل کنند.

حتی اگر همه چیز درست کار کند، ممکن است از نظر عملی یا اقتصادی امکان‌پذیر نباشد که بدن‌اوییدها را “پرورش دهیم”، شاید برای سال‌ها، تا زمانی که آن‌ها به اندازه کافی بالغ شوند تا برای اهداف ما مفید باشند. هر یک از این سوالات نیاز به تحقیقات و زمان قابل توجهی دارد. اما ما معتقدیم که این ایده اکنون به اندازه کافی ممکن است که بحث در مورد قابلیت فنی و پیامدهای اخلاقی آن قابل توجیه باشد.

درخواست برای اقدام

تا چندی پیش، ایده ساخت چیزی شبیه به بدن‌اویید بیشتر به دنیای علمی‌تخیلی و حدس‌های فلسفی محدود می‌شد. اما اکنون این ایده حداقل ممکن به نظر می‌رسد و احتمالاً انقلابی خواهد بود. زمان آن فرا رسیده است که این موضوع بررسی شود.

مزایای بالقوه — هم برای بیماران انسانی و هم برای گونه‌های حیوانات حساس — بسیار زیاد است. دولت‌ها، شرکت‌ها و بنیادهای خصوصی باید شروع به تفکر در مورد بدن‌اوییدها به عنوان یک مسیر ممکن برای سرمایه‌گذاری کنند. نیازی نیست که از انسان‌ها شروع کنیم — ما می‌توانیم امکان‌سنجی این رویکرد را با موش‌ها یا سایر حیوانات تحقیقاتی آغاز کنیم.

در حالی که پیش می‌رویم، مسائل اخلاقی و اجتماعی دست کم به اندازه مسائل علمی مهم هستند. صرفاً به این دلیل که چیزی می‌تواند انجام شود، به این معنی نیست که باید انجام شود. حتی اگر به نظر می‌رسد ممکن است، تعیین اینکه آیا باید بدن‌اوییدها را بسازیم، چه انسان و چه غیر انسان، نیاز به تفکر، بحث و مناظره قابل توجه دارد. برخی از این بحث‌ها توسط دانشمندان، اخلاق‌دانان و دیگرانی که علاقه یا دانش خاصی دارند صورت خواهد گرفت. اما در نهایت، تصمیمات توسط جوامع و دولت‌ها گرفته خواهد شد.

زمان شروع این بحث‌ها همین حالاست، زمانی که یک مسیر علمی به اندازه کافی روشن است تا از حدس و گمان صرف جلوگیری کنیم، اما پیش از آنکه دنیا با یک شگفتی ناخوشایند روبه‌رو شود. اعلام تولد دالی، گوسفند کلون‌شده در دهه 1990، واکنشی هیستریک را به همراه داشت که شامل گمانه‌زنی‌هایی در مورد ارتش‌های غلامان جنگی کلون‌شده بود. تصمیمات خوب نیاز به آمادگی بیشتر دارند.

مسیر رسیدن به پتانسیل بدن‌اوییدها بدون چالش نخواهد بود؛ در واقع ممکن است هیچ‌گاه نتوان به آن رسید یا حتی اگر ممکن باشد، این مسیر هرگز طی نشود. احتیاط لازم است، اما همین‌طور دیدگاه جسورانه؛ فرصت بسیار مهم است که نادیده گرفته نشود.

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا