
دو ترکیب از افزودنیهای رایج غذایی — شامل آسپارتام، سوکرالوز، صمغ زانتان و صمغ گوار، نشاستههای اصلاحشده، کاراگینان و اسید سیتریک — ممکن است با افزایش اندکی در خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ مرتبط باشند؛ این یافته طبق گفتهٔ پژوهشگران بینالمللی بهدست آمده است.
این تیم پژوهشی، یک گروه فرانسوی شامل ۱۰۸٬۶۴۳ نفر را بررسی کرد و دریافت که دو مورد از پنج ترکیب افزودنی غذایی پرمصرف، با دیابت نوع ۲ ارتباط دارند. ترکیب اول عمدتاً در انواع غذاهای صنعتیفرآوریشده مانند آبگوشت، دسرهای لبنی، چربیها و سسها یافت میشود، در حالی که ترکیب دوم اغلب در نوشیدنیهای شیرینشده مصنوعی و نوشیدنیهای قندی دیده میشود.
کارشناسان استرالیایی در ادامه میگویند که ماهیت مشاهدهای این مطالعه ممکن است نتیجهگیریهای قابلتعمیم به زندگی روزمره را دشوار کند، اما بسیاری از آنها اضافه میکنند که کاهش مصرف غذاهای فوقفرآوریشده در هر حال ایدهٔ خوبی است.
واکنش کارشناسان
این نظرات توسط مرکز رسانهای علوم (Science Media Centre) گردآوری شدهاند تا دیدگاههای متنوع کارشناسان در مورد این موضوع را ارائه دهند. شما میتوانید آزادانه از این نقلقولها در گزارشهای خود استفاده کنید. دیدگاههای مطرحشده، نظرات شخصی کارشناسان نامبرده هستند و لزوماً نمایانگر دیدگاههای مرکز رسانهای علوم یا هر سازمان دیگری نیستند، مگر اینکه بهطور مشخص اعلام شده باشد.
دکتر آلن بارکلی، پژوهشگر افتخاری در دانشگاه سیدنی است.
«این مطالعهٔ آیندهنگر فرانسوی ارتباطات خفیفی بین برخی ترکیبات افزودنیهای غذایی و خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ شناسایی کرده است.
ترکیبات افزودنیها با استفاده از الگوریتمهای رایانهای مشخص شدند. شرکتکنندگان مطالعه عمدتاً زن بودند (۷۹.۲٪)، نسبتاً جوان (میانگین سنی ۴۱ سال)، تحصیلکرده و دارای وزن سالم (میانگین شاخص توده بدنی ۲۳.۶ کیلوگرم بر متر مربع). پیشینهٔ قومی گزارش نشده (به دلایل اخلاقی ذکر شده است).
عرضهٔ مواد غذایی در استرالیا با فرانسه تفاوت دارد، و مشخص نیست که ترکیبات افزودنی شناساییشده در این مطالعه تا چه اندازه در استرالیا رایجاند و چه کسانی آنها را مصرف میکنند.
در استرالیا، دیابت نوع ۲ عمدتاً بعد از سن ۴۵ سال در افراد دارای اضافهوزن یا چاق (شاخص توده بدنی بالای ۲۵) بروز میکند (بیشتر در مردان نسبت به زنان)، از طبقات اقتصادی-اجتماعی پایینتر، و نرخ بروز (موارد جدید) آن طی دههٔ گذشته کاهش یافته است.
ارتباطات مشاهدهشده کمتر از ۲۰٪ هستند، بنابراین احتمال قابلتوجهی از اختلالات پنهان در این مطالعه وجود دارد.
با وجود تازگی مطالعه، قابلیت تعمیم این مطالعهٔ مشاهدهای فرانسوی به افرادی که در استرالیا در معرض خطر دیابت نوع ۲ هستند، ناشناخته است.
عرضهٔ مواد غذایی در کشور ما تحت نظارت سازمان «استانداردهای غذایی استرالیا و نیوزیلند» (Food Standards Australia New Zealand) قرار دارد و نوع و مقدار افزودنیهایی که مجاز به استفاده در غذاها و نوشیدنیها هستند، بهطور منظم ارزیابی و بازبینی میشود.»
پروفسور مارک ال. والکویست (Mark L. Wahlqvist)، دارندهٔ نشان افتخار استرالیا (AO)، استاد ممتاز و رئیس پیشین بخش پزشکی در دانشگاه موناش و مرکز پزشکی موناش است. وی همچنین رئیس سابق اتحادیه بینالمللی علوم تغذیه (International Union of Nutritional Sciences) بوده است.
«مطالعاتی که پیامدهای سلامتی حاصل از پیچیدگی روبهافزایش رژیمهای غذایی ما را بررسی میکنند، اندک اما بسیار حیاتیاند. استفاده از افزودنیها بهطور کلی موجب افزایش دسترسی به غذا، بهبود ماندگاری و کاهش ناامنی غذایی شده است — اما به بهایی خاص. ما هرچه بیشتر ناگزیر خواهیم بود که برای انتخاب غذا، تحلیلی از منافع، خطرات و هزینهها با درنظر گرفتن سلامت و پایداری انجام دهیم، و درک کنیم که تا چه اندازه به شرایط اجتماعی-بومشناختی وابسته هستیم.
این مطالعهٔ فرانسوی بررسی میکند که چگونه پیچیدگی افزودنیهای غذایی ممکن است با خطر دیابت در ارتباط باشد و نشان میدهد که برخی ترکیبها میتوانند اثرات منفی داشته باشند — حتی با وجود اینکه حاوی موادی هستند که پیشتر محافظتکننده تلقی میشدند، مانند نشاستههای اصلاحشده — که این موضوع حاکی از «معاوضههای تغذیهای» است.
یافتهها قابل بحث هستند، اما با درنظر گرفتن شواهد دیگر، برداشت من این است که شیرینکنندههای بدون ارزش تغذیهای (non-nutritive sweeteners) دیگر نباید مورد استفاده قرار گیرند.»
اولیور جونز، پروفسور شیمی در دانشگاه RMIT (مؤسسه فناوری سلطنتی ملبورن) در شهر ملبورن، استرالیا است.
«میتوانم تصور کنم که این مقاله به سرخطهای ترسناک بیشتری درباره افزودنیهای غذایی منجر شود، اما با اینکه این تحقیق بر پایه یک مجموعه داده بزرگ انجام شده، باید در برداشت نتیجهها احتیاط کرد.
همانطور که خود نویسندگان به وضوح اشاره کردهاند، این مطالعه ثابت نمیکند که افزودنیهای غذایی باعث دیابت میشوند. تنها چیزی که گزارش شده، ارتباطات ضعیفی بین ترکیبات خاصی از برخی افزودنیها و احتمال ابتلا به دیابت نوع ۲ است و محدودیتهای زیادی نیز در این رابطه وجود دارد.
اولاً، وجود یک ارتباط بین دو عامل به معنای علت بودن یکی نسبت به دیگری نیست؛ بلکه فقط نشاندهنده وجود یک رابطه است.
ثانیاً، نویسندگان بهطور مستقیم میزان مصرف افزودنیهای غذایی را اندازهگیری نکردند. آنها بر اساس گزارشهای خوداظهاری شرکتکنندگان درباره مصرف غذا، میزان افزودنیها را تخمین زدند. این روش معقول است، اما دادههای خوداظهاری معمولاً دقیق نیستند؛ بنابراین باید در تفسیر نتایج بسیار دقت شود.
همچنین در مقاله اصلی مشخص نیست که چگونه نویسندگان افراد مبتلا به دیابت را شناسایی کردهاند. به نظر نمیرسد تشخیص توسط پزشک انجام شده باشد، بلکه بر اساس دادههای خوداظهاری سلامت و مصرف دارو از یک پایگاه داده مرتبط تخمین زده شده است. این روش کاملاً قطعی نیست.
بنابراین، اگرچه این مطالعه از نظر نظری جالب است، مردم نباید نگران شوند. در نهایت، آنچه میتوان گفت این است که بر اساس دادههای خوداظهاری و تخمینهای مصرف احتمالی افزودنیهای غذایی و شرایط سلامتی، احتمال وجود یک ارتباط کوچک و ممکن بین دو ترکیب خاص افزودنیها و خطر دیابت نوع ۲ وجود دارد، ولی دامنه خطا در این نتیجهگیری حتی بسیار زیاد است.»
پروفسور ایان ری، متخصص مواد شیمیایی در محیط زیست در دانشکده شیمی دانشگاه ملبورن است. او همچنین مشاور برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد در زمینه مواد شیمیایی محیط زیستی بوده و رئیس سابق مؤسسه شیمی سلطنتی استرالیا نیز میباشد.
«دیابت نوع ۲ زمانی رخ میدهد که بخشهای مختلف بدن نسبت به عملکرد طبیعی انسولین — که وظیفه دارد قند را در سلولها ذخیره کند — مقاوم میشوند.
نتیجه این مقاومت، افزایش سطح قند خون است که میتواند به چشمها و اندامهایی مانند کبد آسیب برساند. احتمال ابتلا به دیابت نوع ۲ با افزایش سن بیشتر میشود و با افزایش وزن بدن، چاقی و کمتحرکی مرتبط است که این عوامل نیز با سن افزایش مییابند.
قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی به عنوان علت دیابت نوع ۲ پذیرفته نشده است. پژوهشگران فرانسوی که در این مقاله کارشان گزارش شده، به دنبال یافتن چنین علتی بودهاند. آنها نه یک مادهٔ منفرد، بلکه تأثیرات ترکیباتی از افزودنیهای رایج در غذاهای فرآوریشده مانند نشاسته، پکتین، صمغهای گیاهی و اسید سیتریک (که بهطور طبیعی نیز در برخی غذاها یافت میشود) را بررسی کردند.
آنها دو ترکیب شامل بهترتیب ۸ و ۱۵ مادهٔ مختلف شناسایی کردند که با اثرات ضعیفی مرتبط بودند. تنها یکی از این ترکیبات شامل «مواد شیمیایی مظنون» رایج در چنین مطالعاتی بود، یعنی دو شیرینکننده مصنوعی آسپارتام و سوکرالوز. ارتباطات بین این ترکیبات و دیابت بسیار ضعیف بود و ترکیبات مشابهی که بسیاری از مواد یکسان را داشتند هیچ ارتباطی نشان ندادند. البته، ارتباط به معنای علت نیست. پژوهشگران به این موضوع اشاره کردهاند، اما برای فهمیدن این نکته باید بخش زیادی از مقاله را خواند؛ این موضوع در چکیده ذکر نشده و عنوان مقاله تنها به اشارهای بسیار جزئی به ارتباط پرداخته، چه برسد به علت.
آزمایش یک ماده برای سمّیت یا آسیبرسانی به بدن خود به اندازه کافی دشوار است. فقط در موارد معدودی، جفت یا گروههای کوچکی از مواد شیمیایی بهطور نزدیک مرتبط آزمایش شدهاند که نتایج حداقل مبهم بودهاند. آزمایش ترکیباتی شامل ۸ یا ۱۵ ماده اصلاً روش علمی مناسبی نیست. نویسندگان خود اشاره کردهاند که «همافزاییها و اثرات متقابل ممکن است در تحقیقات مکانیکی آینده جالب باشند»، اما این بیشتر اعتراف به این است که روش آنها در جستجوی علت قطعی دیابت نوع ۲ بیش از حد خوشبینانه بوده است.
اگرچه این مطالعه تلاش زیادی را بههمراه داشته — نه فقط توسط ۲۳ نویسنده مقاله بلکه توسط ۱۰۰٬۰۰۰ نفری که مورد بررسی قرار گرفتند — نتایج بسیار ضعیف است. تعجب میکنم چرا این مقاله منتشر شده است. پاسخ ممکن است به فشار «منتشر کن یا نابود شو» یا رویکرد مجلات برای «منتشر کردن و گذاشتن تصمیمگیری بر عهده جامعه علمی» مربوط باشد. این میتواند به هیجانزدگی منجر شود، اما فکر نمیکنم در این مورد چنین باشد چون مقاله به اندازه کافی هیجانانگیز نیست.»
پروفسور ممتاز جنی برند-میلر (Jennie Brand-Miller) دارنده نشان افتخار استرالیا (AO) از دانشکده علوم زیستی و محیط زیست و مرکز چارلز پرکینز در دانشگاه سیدنی است و همچنین مدیر خدمات تحقیقاتی شاخص گلیسمی دانشگاه سیدنی میباشد.
«این نتایج برای من شگفتانگیز است، زیرا هر دو ترکیب حاوی موادی هستند که بهطور طبیعی در غذا یافت میشوند و اشکالی شناختهشده از فیبرهای رژیمی به شمار میروند (صمغ زانتان، صمغ گوار و کاراگینان). این مواد سوخت لازم برای میکروبیوم روده بزرگ ما را تأمین میکنند. صمغ گوار یک فیبر بسیار ویسکوز است که بهطور شناختهشدهای سرعت هضم و جذب کربوهیدراتها را کند میکند، حتی بیشتر از هر فیبر دیگری. اسید سیتریک در مرکبات یافت میشود و همچنین فرآیند هضم را کند کرده و قند خون را کاهش میدهد.
بنابراین انتظار میرود هر دو مکانیسم ریسک ابتلا به دیابت نوع ۲ را کاهش دهند، نه اینکه افزایش دهند. من گمان میکنم این یافتهها صرفاً تصادفی هستند، زیرا پژوهشگران در جستجوی گستردهای بودند و افزودنیهای غذایی زیادی را بررسی کردند.
در حال حاضر، تمایل به یافتن عیب در افزودنیهای غذایی و غذاهای فرآوریشده وجود دارد. در استرالیا، همه افزودنیهای غذایی به جز طعمدهندهها بسیار تنظیمشده هستند و دادههای قابل توجهی برای اثبات ایمنی آنها در مقادیر مصرفشده در غذا وجود دارد.»
دکتر گیدئون مایرویتز-کاتز، اپیدمیولوژیست و پژوهشگر ارشد از دانشگاه ولونگونگ است.
«نویسندگان در این مطالعه بررسی کردند که آیا خطر ابتلا به دیابت تحت تأثیر ترکیبات مختلف افزودنیهای غذایی قرار دارد یا خیر. آنها افزایش بسیار کمی در خطر دیابت را در ارتباط با دو ترکیب افزودنی یافتند و برای سه ترکیب دیگر که آزمایش کردند هیچ افزایشی مشاهده نکردند — این ترکیبات شامل مجموعهای گسترده از افزودنیها مانند آسپارتام، صمغ گوار، کورکومین و موارد دیگر بود.
این مطالعه نسبتاً قوی است، اما از ضعفهایی در کوهورت پایهای خود رنج میبرد. تمام نتایج بر اساس خوداظهاری افراد است، یعنی تنها اطلاعاتی که نویسندگان درباره میزان مصرف افزودنیهای غذایی داشتند، میزان مصرفی بود که افراد گزارش کردند. این نوع دادههای خوداظهاری بهشدت غیرقابل اطمینان بوده و در مطالعات اپیدمیولوژیک بزرگ اینچنینی امکان اصلاح آن وجود ندارد.
همچنین معنای دقیق این نتایج نامشخص است. بیشترین افزایش خطر در مطالعه برای ترکیب پنجم مشاهده شد که شامل ۱۴ افزودنی مختلف مانند اسید سیتریک و عصاره پاپریکا بود. اما به دلیل روششناسی پیچیدهای که نویسندگان برای ایجاد این ترکیبات به کار بردند، مشخص نیست چگونه میتوان این یافتهها را در زندگی روزمره بهکار بست. نزدیکترین نکتهای که نویسندگان اشاره کردهاند این است که شاید کاهش مصرف نوشابههای گازدار ایده خوبی باشد، اما واقعاً برای فهمیدن این موضوع به چنین مطالعهای نیاز نداشتیم. این یک تحقیق جالب است، اما دشوار است که ببینیم چگونه میتوان نتایج آن را خارج از محیط تحقیقاتی به کار برد.»
دکتر ایوانجلین مانتزیوریس مدیر برنامه تغذیه و علوم غذایی در دانشگاه استرالیا جنوبی است.
«نویسندگان در این مطالعه بررسی کردند که آیا خطر ابتلا به دیابت تحت تأثیر ترکیبات مختلف افزودنیهای غذایی قرار دارد یا خیر. آنها افزایش بسیار کمی در خطر دیابت را در ارتباط با دو ترکیب افزودنی یافتند و برای سه ترکیب دیگر که آزمایش کردند هیچ افزایشی مشاهده نکردند — این ترکیبات شامل مجموعهای گسترده از افزودنیها مانند آسپارتام، صمغ گوار، کورکومین و موارد دیگر بود.
این مطالعه نسبتاً قوی است، اما از ضعفهایی در کوهورت پایهای خود رنج میبرد. تمام نتایج بر اساس خوداظهاری افراد است، یعنی تنها اطلاعاتی که نویسندگان درباره میزان مصرف افزودنیهای غذایی داشتند، میزان مصرفی بود که افراد گزارش کردند. این نوع دادههای خوداظهاری بهشدت غیرقابل اطمینان بوده و در مطالعات اپیدمیولوژیک بزرگ اینچنینی امکان اصلاح آن وجود ندارد.
همچنین معنای دقیق این نتایج نامشخص است. بیشترین افزایش خطر در مطالعه برای ترکیب پنجم مشاهده شد که شامل ۱۴ افزودنی مختلف مانند اسید سیتریک و عصاره پاپریکا بود. اما به دلیل روششناسی پیچیدهای که نویسندگان برای ایجاد این ترکیبات به کار بردند، مشخص نیست چگونه میتوان این یافتهها را در زندگی روزمره بهکار بست. نزدیکترین نکتهای که نویسندگان اشاره کردهاند این است که شاید کاهش مصرف نوشابههای گازدار ایده خوبی باشد، اما واقعاً برای فهمیدن این موضوع به چنین مطالعهای نیاز نداشتیم. این یک تحقیق جالب است، اما دشوار است که ببینیم چگونه میتوان نتایج آن را خارج از محیط تحقیقاتی به کار برد.»




