
یک مطالعه گسترده نشان داده است که انواع مختلف نوشیدنیها با احتمال ابتلا به افسردگی و اختلالات اضطرابی مرتبط هستند. این مطالعه که در مجله اختلالات عاطفی (Journal of Affective Disorders) منتشر شده، نشان میدهد مصرف بیشتر نوشیدنیهای شیرینشده با شکر یا شیرینکنندههای مصنوعی با خطر بالاتر افسردگی در میان بزرگسالان جوان مرتبط است، در حالی که آبمیوهها و قهوه با کاهش خطر افسردگی و اضطراب در تمام گروههای سنی مرتبط بودهاند.
پژوهشگران این مطالعه، که در دانشگاه علوم پزشکی وِنژو در چین مستقر هستند، این تحقیق را با هدف بررسی این موضوع انجام دادند که چگونه انتخاب نوع نوشیدنی میتواند بر خطر ابتلا به افسردگی و اختلالات اضطرابی تأثیر بگذارد. اگرچه مطالعات قبلی نیز به ارتباط احتمالی میان رژیم غذایی و سلامت روان اشاره کرده بودند، بیشتر آنها بر الگوهای کلی تغذیه یا گروههای کوچک تمرکز داشتند. در نتیجه، درک روشنی از چگونگی ارتباط نوشیدنیهای خاص با پیامدهای سلامت روان، بهویژه در گروههای سنی مختلف، وجود نداشت.
با توجه به افزایش روزافزون اختلالات سلامت روان در سطح جهان، تیم تحقیقاتی تصمیم گرفت بررسی کند که آیا نوشیدنیهای پرمصرف مانند نوشابههای شیرینشده، نوشیدنیهای رژیمی، آبمیوه، قهوه، شیر و چای با پیامدهای بلندمدت سلامت روان مرتبط هستند یا خیر، و آیا جایگزینی یک نوع نوشیدنی با نوعی دیگر میتواند تفاوتی ایجاد کند.
برای پاسخ به این پرسشها، پژوهشگران از دادههای “بانک اطلاعات زیستی بریتانیا” (UK Biobank) استفاده کردند؛ یک مطالعه سلامت در مقیاس بزرگ که بیش از ۵۰۰٬۰۰۰ نفر را در بریتانیا تحت پیگیری قرار داده است. در این مطالعه خاص، آنها بر ۱۸۸٬۳۵۵ بزرگسال بین ۳۷ تا ۷۳ سال تمرکز کردند. این افراد بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ یک یا چند نظرسنجی آنلاین درباره رژیم غذایی را تکمیل کرده بودند.
در این نظرسنجیها ثبت شده بود که شرکتکنندگان روز قبل چند وعده از نوشیدنیهای مشخصشده را مصرف کردهاند. هر وعده بهصورت یک لیوان، قوطی، بسته یا معادل ۲۵۰ میلیلیتر تعریف شده بود. این مطالعه شش نوع نوشیدنی را بررسی کرد: نوشیدنیهای شیرینشده با شکر (مانند نوشابهها)، نوشیدنیهای شیرینشده مصنوعی (مانند نوشابههای رژیمی)، آبمیوه و آبسبزیجات خالص، شیر، قهوه و چای.
برای بررسی نتایج سلامت روان، پژوهشگران دادههای ۱۱ ساله از سوابق بیمارستانی و مراقبتهای اولیه را تحلیل کردند. آنها با استفاده از کدهای پزشکی استاندارد، تشخیصهای جدید افسردگی و اضطراب را شناسایی کردند. افرادی که در آغاز مطالعه دچار افسردگی یا اضطراب بودند، از تحلیل حذف شدند. همچنین، در این تحلیل، عوامل متعددی که ممکن است بر سلامت روان تأثیر بگذارند در نظر گرفته شد؛ از جمله سن، جنسیت، وضعیت اجتماعی-اقتصادی، فعالیت بدنی، وزن بدن، عادات خواب، مصرف سیگار و الکل، و کیفیت کلی رژیم غذایی.
در طول دوره پیگیری، بیش از ۵۸۰۰ نفر از شرکتکنندگان به افسردگی و بیش از ۶۴۰۰ نفر به اختلالات اضطرابی مبتلا شدند. در میان افراد زیر ۶۰ سال، کسانی که روزانه بیش از یک وعده نوشیدنی شیرینشده با شکر مصرف میکردند، نسبت به کسانی که اصلاً این نوشیدنیها را مصرف نمیکردند، ۱۴ درصد بیشتر در معرض خطر ابتلا به افسردگی قرار داشتند. بهطور مشابه، مصرف روزانه بیش از یک وعده نوشیدنی شیرینشده مصنوعی با افزایش ۲۳ درصدی خطر افسردگی همراه بود. از سوی دیگر، افراد زیر ۶۰ سالی که روزانه بیش از یک وعده آبمیوه یا آبسبزیجات خالص مصرف میکردند، ۱۹ درصد کمتر در معرض افسردگی قرار داشتند و کسانی که بهطور منظم قهوه مینوشیدند، ۱۲ درصد کمتر در معرض این خطر بودند. همچنین، مصرف قهوه با کاهش خطر اضطراب در این گروه سنی نیز همراه بود.
در افراد ۶۰ ساله و بالاتر، الگوها تا حدی متفاوت بودند. ارتباط مشخصی بین مصرف نوشیدنیهای شیرینشده (چه با شکر و چه مصنوعی) و سلامت روان مشاهده نشد. با این حال، مصرف بیشتر آبمیوه یا آبسبزیجات خالص و قهوه همچنان با کاهش خطر ابتلا به افسردگی و اضطراب همراه بود. چای و شیر ارتباط پایداری با هیچیک از این دو وضعیت روانی نشان ندادند، هرچند جایگزینی شیر با قهوه یا آبمیوه در این گروه سنی با کاهش خطر همراه بود.
برای درک بهتر اینکه چگونه تعویض نوع نوشیدنی ممکن است بر سلامت روان تأثیر بگذارد، پژوهشگران «تحلیل جایگزینی» انجام دادند؛ روشی که بررسی میکند اگر یک نوع نوشیدنی با نوع دیگری جایگزین شود، چه پیامدی ممکن است داشته باشد. در بزرگسالان زیر ۶۰ سال، جایگزینی یک وعده روزانه نوشیدنی شیرینشده با یک وعده آبمیوه خالص یا قهوه، با کاهش چشمگیر خطر ابتلا به افسردگی و اضطراب همراه بود. بهعنوان مثال، جایگزینی نوشابه با آبمیوه، با کاهش ۱۶ درصدی خطر افسردگی مرتبط بود. در بزرگسالان مسنتر نیز، جایگزینی شیر با آبمیوه یا قهوه با کاهش خطر هر دو وضعیت روانی همراه بود.
یافتههای این مطالعه در انواع تحلیلهای آماری مختلف نیز پایدار باقی ماند. این تحلیلها شامل حذف شرکتکنندگانی بود که سیگار میکشیدند یا در مراحل اولیه مطالعه تشخیص گرفته بودند، استفاده از مدلهای آماری متفاوت برای آزمودن نتایج، و بررسی تأثیرات در بازههای زمانی کوتاهتر و بلندتر. این اقدامات برای کاهش احتمال تأثیرگذاری عوامل دیگر یا تغییرات رفتاری ناشی از علائم اولیه بیماری روانی انجام شد.
با وجود اندازه بزرگ نمونه، این مطالعه محدودیتهایی نیز دارد. اول اینکه برای شناسایی موارد افسردگی و اضطراب به سوابق پزشکی تکیه شده بود، که ممکن است موارد خفیفتری را که هرگز به سطح درمان بالینی نرسیدهاند، نادیده گرفته باشد. همچنین پژوهشگران اذعان کردند که یافتههای آنها از نوع مشاهدهای است؛ یعنی این مطالعه تنها میتواند وجود ارتباط را نشان دهد، نه اینکه ثابت کند نوشیدنیها مستقیماً باعث بروز پیامدهای سلامت روان شدهاند. این احتمال نیز وجود دارد که افرادی که در معرض خطر بالاتر افسردگی یا اضطراب بودهاند، بیشتر به مصرف نوشیدنیهای شیرین روی آورده باشند، نه اینکه نوشیدنیها باعث بیماری آنها شده باشند.
مطالعهای با عنوان «مصرف نوشیدنی بر حسب سن و ارتباط آن با اختلالات افسردگی و اضطراب: یک مطالعه آیندهنگر کوهورت در میان ۱۸۸٬۳۵۵ شرکتکننده» توسط جیالی شی (Jiali Xie)، ژیشیِن هوانگ (Zhixian Huang)، یینان مو (Yinan Mo)، ییشوان پَن (Yixuan Pan)، یوبین روآن (Yubin Ruan)، وِن کائو (Wen Cao)، یینو چِن (Yinuo Chen)، یائوجیا لی (Yaojia Li)، کِژِنگ لی (Kezheng Li)، دانگچینگ یو (Danqing Yu)، و بینبین دِنگ (Binbin Deng) تألیف شده است.




